ششم يا هفتم) علايم صدادار را از سرياني اقتباس كنند. پيش از آن تنها صداهاي بلند ثبت ميشد و آن هم به وسيلهٴ برخي حروف بيصدا بود.1 از آنجا كه كتابت خط مربع وقت زيادي ميگرفت، به تدريج خط شكسته جانشين آن شد، كه آن را خط رباني ميناميدند و معروفترينش به نام شارح بزرگ رشي (يازدهم ـ 2) است. از سوي ديگر، هنرمندان به خوشنويسي ميپرداختند و سختگيري دين يهود به آنان فرصتي جز براي آرايشهاي ناب نميداد. اين موضوع كه به حروف عبري خواص جادويي نسبت داده ميشد، موجب رشد هنر خوشنويسي و ارتقاي آن به سطح يك مشغلهٴ ديني گرديد، سطحي كه خوشنويسان عربي يا چيني، عليرغم امكانات هنري خطشان هرگز نتوانستند به آن برسند.
عليرغم اعتقادات عمومي مردم آن عصر، زبان و خط عبري نه قديمترين زبان و خط بود و نه اصيل بود و نه خالص، آسماني بودنش به كنار. آنها تنها وسيلههايي قديمي، بيثبات و ناقص براي بيان بودند، كه دگرگونيشان جز با مرگ نميتوانست متوقف گردد. هيچ دو زباني بدون دادوستد و آلودگي متقابل قادر به همزيستي در يك قلمرو نيستند. موٴلفان يا محرران
عهد عتيق در جهان تنها نبودند و زبانشان هم تنها زباني نبود كه در آن زمان، يا حتي در كشور خودشان بدان تكلم ميشد. اين را از خود
عهد عتيق ميتوان استنباط كرد كه به هيچ روي عبري خالص نيست، بلكه بسياري از واژههايش از چندين زبان اقتباس شده است، مانند 1) عربي يا لهجهٴ مديَني2 كه موسي با آن حرف ميزد (فصح، قرباني)؛ 2) فلسطيني؛ 3) سومري (از طريق اكدي)؛ آشوريـبابلي (اكدي)؛ 5) آناطوليايي(؟)؛ 6) مصري؛ 7) اتيوپيايي؛ 8) عربي؛ 9) حتّي؛ 10) آرامي؛ 11) فارسي؛ 12) يوناني.3 ممكن است در مورد ميزان كاربرد واژههاي مصري از طرف يهودا مبالغه شده باشد، ولي در هر حال نميتوان آنها را انكار كرد و اين اقتباس هرقدر هم كم باشد، بهخاطر جنبهٴ ادبي و لغوي آن هم محتوا و هم صورت را شامل ميشود. ممكن است برخي واژههاي يوناني خيلي زود وام گرفته شده باشد و بيشترين به عصر هلني مربوط ميشود.
آرامي مهمترين زباني بود كه از قرنها پيش از مسيح (و در زمان خود او، كه به زبان آرامي سخن ميگفت) در آن منطقه بهكار ميرفت. در سفر
پيدايش دو واژهٴ آرامي ديده ميشود 31: 47 (يِجر
شَـهَـدوتا: جمعيت شاهد) و بخشهاي زير همه به آرامي نوشته شده است: عزرا 4: 8 ـ 6: 18؛ 7:
1. مانند فارسي كه براي نشان دادن اصوات تنها از سه حرف الف، واو و يا استفاده ميشود. ــ م.
2. مَديَن ناحيهاي قديمي در جنوب شبهجزيرهٴ عربستان و مشرف بر خليج عقبه (فرهنگ جغرافيايي وبستر).
ـ م.
3. آن اطلاعات را رُبرت هـ . فايفر همكارم در دانشگاه هاروارد لطف كرده است (نامهٴ 26 مارس 1942). مقدمهٴ او بر
عهد عتيق (932 ص، نيويورك 1941؛ ايسيس 34، 38) گنجينهاي است سرشار از معلومات و داراي نمايهاي عالي.